شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

232

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

باقى ماند تعليم و تعلم در شهر « قو » چه وارثان آن مانده بودند « 1 » . 28 ، 5 - وراى اسقلبيوس اول در طب تجربه بود ، و هميشه سخن در طب به تجربه گفته مىشد ، تا دو هزار و چهار صد و شانزده سال ، تا پيدا شد مينوس طبيب . چون ملاحظه « 2 » نمود ديد كه در تجربه خطائى عظيم است ، قياس را به آن منضم گردانيد و گفت : تجربهء بىقياس خطرست . اين فن هميشه برين نسق مىبود تا هفتصد و پانزده سال . 28 ، 6 - چون ظاهر شد برمانيدس طبيب ، تجربه را رد كرد و گفت : اين خطر عظيم است و تنها به قياس عمل مىنمود . 28 ، 7 - و سه شاگرد گذاشت كه نام ايشان ثاساليس و اقرن و ذيوقيس بود و ميان ايشان نزاع و جدل بسيار شد ، پس سه فرقه شدند در راى : اقرن قائل به تجربه شد تنها ، ذيوقيس به قياس تنها ، و ثاساليس ادعا نمود كه طب حيل است . 28 ، 8 - برين وضع بود تا مدت هفتصد و سى و پنج سال . پس پيدا شد افلاطون [ طبيب ] ، تامل كرد در اقوال آن جماعت ، روشن شد او را كه تجربه تنها خطر است ، و همچنين قياس تنها نيز خطر است ، پس اختيار هر دو راى كرد ، و كتب ثاساليس را و اصحاب او را درين كه طب حيل است سوخت ، و آنچه خود تصنيف كرد يك راى بود مركب از تجربه و قياس ، و ترك كتابهاى قديم كه در آنها دو راى بود ، نمود و مرد . 28 ، 9 - اين امر باقى ماند [ 65 - الف ] ميان شاگردان « 3 » او ، چنانچه قرار داده بود از براى ايشان . و ايشان پنج تن بودند : يكى ميراوس كه او را از براى تدبير زمان و وقت تعيين نموده بود . ديگرى قوراسن

--> ( 1 ) - متن و ابن فاتك : لثبات الوارثين له ، مترجم « ثبات » را « بنات » خوانده است . نسخه‌ها : به دخترانى كه وارث بودند . ( 2 ) - اساس : مينوس چون طب ملاحظه . ( 3 ) - د : ميان او و شاگردان .